ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
570
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
لشكر او را در هم شكستند و جمع بسيارى را كشتند . امراى عزيزى و ناصرى او را به غفلت متهم كردند و در بندش كشيدند . حسام الدين الجو كندارى از امراى عزيزى بيامد و الملك الظاهر بيبرس او را بر ديگر امرا فرمانروايى داد . در اين حال لشكر مغول حلب را تصرف كرد . حسام الدين به حماة گريخت . سپس لشكر مغول به حماة رفت . صاحب حماة الملك المنصور و برادرش الملك الافضل على به حمص گريختند . الملك الاشرف بن شيركوه فرمانرواى حمص بود . مماليك عزيزى و ناصرى گرد او را گرفتند و آهنگ نبرد با مغولان كردند . در سال 659 ميان دو طرف نبرد واقع شد . نخست شكست در لشكر مسلمانان افتاد ولى عاقبت پيروزى يافتند و تا حماة پيش رفتند و در آنجا فرود آمدند . الملك المنصور و الملك الاشرف صاحب حمص به سنجر الحلبى در دمشق پيوستند ولى به سبب ضعفى كه در او ديدند به فرمانش در نيامدند . مغولان از حماة به افاميه رفتند و آن را محاصره كردند . سپس از فرات گذشته به بلاد خود بازگشتند . الملك الظاهر بيبرس فرمانرواى مصر سرور خود علاء الدين بندقدارى را با سپاهى به جنگ سنجر الحلبى روانهء دمشق كرد . سنجر منهزم شد و به قلعه پناه برد . شب هنگام بيرون آمد و به بعلبك گريخت . ياران بيبرس از پى او رفتند و او را گرفتند و نزد بيبرس فرستادند . بيبرس او را در بند كرد و ايدكين را امارت دمشق داد . صاحب حماة و حمص نيز به شهرهاى خود بازگشتند . بيبرس نزد ايدكين كس فرستاد و از او خواست بهاء الدين بغدى [ ( 1 ) ] الاشرفى و شمس الدين اقوش البرلى و ديگران از امراى عزيزى ناصرى را دستگير كند . ايدكين بهاء الدين را گرفت ولى امراى عزيزى و ناصرى با شمس الدين اقوش گريختند و از صاحب حمص و صاحب حماة خواستند كه بر ضد بيبرس عصيان كنند ولى آنان اجابت نكردند . چون بيبرس ، علاء الدين ايدكين بندقدار را به جنگ سنجر الحلبى فرستاد ، برلى را گفت كه به او پيوندد . برلى با علاء الدين برفت و در دمشق اقامت گزيد . چون علاء الدين ايدكين ، بغدى را در بند كرد برلى از دمشق خارج شد . ايدكين به او پيامى محبتآميز داد كه بازگردد ولى برلى به او نپرداخت و به حمص رفت تا الملك الاشرف موسى را با خود يار كند و عليه بيبرس سر به شورش بردارد ولى الملك الاشرف نپذيرفت و برلى خشمگين به شيزر رفت سپس روى به حلب نهاد . [ علاء الدين ايدكين لشكرى به سردارى فخر الدين حمصى به بيره فرستاده بود زيرا
--> [ ( 1 ) ] متن : بقرى .